السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

140

تفسير الميزان ( فارسي )

آسمانى ايشان است . * ( « وَيَزْدادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيماناً » ) * - و نيز براى اينكه مؤمنين به اسلام هم وقتى ببينند كه اهل كتاب هم اين خبر قرآن را تصديق كرده‌اند ، ايمانشان زيادتر شود . * ( « وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّه بِهذا مَثَلًا » ) * - و نيز براى اين بود كه در نتيجه بيماردلان منافق و كافران چنين و چنان كنند . بايد توجه داشت كه لام در جمله « ليقول » لام عاقبت است ، به خلاف لام در « ليستيقن » كه لام تعليل به غايت است ، براى اينكه كلام منافقان و كفار كه * ( « ما ذا أَرادَ اللَّه بِهذا مَثَلًا » ) * كلامى تحقيرآميز است ، و به منظور استهزاء گفته مىشود ، و اين خود كفر است ، و نمىتواند غايت و نتيجه براى عمل خداى تعالى شود ، و مثلا بگوييم خداى تعالى به اين منظور عدد خازنان دوزخ را بيان كرد كه عده اى كفر و نفاق بورزند ، مگر اينكه اين به تبع چيز ديگرى غايت فعل خدا قرار گيرد ، به خلاف استيقان كه خود مرحله اى از ايمان است ، و شايد همين اختلاف بين دو معنا باعث شده كه حرف « لام » دوباره تكرار شود ، و بفرمايد : « ليستيقن » و « ليقول » ، و گر نه اگر هر دو لام براى تعليل بود مىفرمود : « ليستيقن و يقول » . و معناى مجموع اين چند آيه چنين است كه : « اگر ما از عدد خازنان دوزخ خبر داديم ، براى اين بود كه مايه آزمايش كفار و باعث يقين اهل كتاب و بيشتر شدن ايمان مؤمنين باشد ، البته اين نتيجه هم بر آن غايات مترتب مىشود كه منافقين و كافردلان خواهند گفت : خدا از اين مثل چه منظورى داشته » . مفسرين جمله « الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ » را به كسانى تفسير كرده‌اند كه دلهايشان مبتلا به شك و لجبازى و نفاق باشد و كلمه كافرون را به كسانى تفسير كرده‌اند كه تظاهر به كفر مىكنند ، چه از مشركين و چه از ديگران . گفتيم منظور از جمله * ( « ما ذا أَرادَ اللَّه بِهذا مَثَلًا » ) * تحقير و استهزاء بوده ، و منظورشان از كلمه « هذا » اشاره است به جمله * ( « عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ » ) * و كلمه « مثل » به معناى وصف است ، و معناى جمله اين است كه : خدا چه منظور داشته از اينكه خازنان دوزخ را به صفت * ( « تِسْعَةَ عَشَرَ » ) * توصيف كرده ؟ و خلاصه چطور ممكن است اين عده اندك قدرت آن را داشته باشند كه تمامى دوزخيان را كه اكثر افراد جن و انسند عذاب كنند ؟

--> ( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 30 ، ص 207 .